زدن آسپرین پروتئین دانشمندان اخبار پزشکی

زدن: آسپرین پروتئین دانشمندان اخبار پزشکی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی احمدی‌نژادی‌ها از نظام چه می‌خواهند؟

بسیاری از اهل سیاست تلاش کرده‌اند تا پاسخی جهت رفتارها و خواسته‌های احمدی‌نژاد و احمدی‌نژادی‌ها بیابند و به نوعی او را تحلیل کنند ولی از شواهد و قرائن پیداست که

احمدی‌نژادی‌ها از نظام چه می‌خواهند؟

احمدی نژادی ها از نظام چه می خواهند؟

عبارات مهم : ایران

بسیاری از اهل سیاست تلاش کرده اند تا پاسخی جهت رفتارها و خواسته های احمدی نژاد و احمدی نژادی ها بیابند و به نوعی او را تحلیل کنند ولی از شواهد و قرائن پیداست که این تحلیل ها یا به خاطر مسایلی، صریح و براق نیست و یا آنکه به علت بی خبری از کم و کیف اتفاقات و تصمیمات، تحلیل جامع و قریب به واقعیتی نیست.

اتمسفر سیاسی کشور عزیزمان ایران با «شمارش معکوس» احمدی نژاد و اعوان و انصارش جهت دستگاه قضایی این روزها شبیه هوای پایتخت کشور عزیزمان ایران هست، سرد و کثیف و پر از آلاینده های خطرناک. البته ریه مردم فقط از این تهدیدها و بگو مگوها پر نیست، آیا که نه قفل رکود باز شده، نه چرخ زندگی مردم آن گونه که انتظار می رفت در حال چرخیدن هست، نه جوانان تحصیلکرده بیشتری صاحب شغل شده است اند و نه آنکه رضایت مندی مردم از نهادهای ملی غیر دولت و غیر انتخابی رو به اصلاح هست. همین است که باید گفت هنوز که هنوز است درد مردم مثل دعوای سیاستمداران و مسئولان کشور ادامه دارد.

احمدی‌نژادی‌ها از نظام چه می‌خواهند؟

در این میان ولی حمله احمدی نژاد و یارانش به قوه قضاییه و قاضی القضات هم نمک به زخم مردم و سیاستمداران اصیل و فواید دلسوز مردم می پاشد. البته بسیاری از اهل سیاست تلاش کرده اند تا پاسخی جهت رفتارها و خواسته های احمدی نژاد و احمدی نژادی ها بیابند و به نوعی او را تحلیل کنند ولی از شواهد و قرائن پیداست که این تحلیل ها یا به خاطر مسایلی، صریح و براق نیست و یا آنکه به علت بی خبری از کم و کیف اتفاقات و تصمیمات، تحلیل جامع و قریب به واقعیتی نیست. با این مقدمه باید گفت رمزگشایی از شمارش معکوس احمدی نژاد به آیت الله آملی لاریجانی در حال حاضر کار مشکل نیست آیا که احمدی نژاد رسما و علنا خواسته خود را که همانا استعفای آیت الله آملی لاریجانی از ریاست قوه قضاییه است اعلام کرده. بعد همه چیز مشخص هست. البته بسیاری به دنبال ارائه پاسخ به این پرسش ها هستند که:

1) احمدی نژاد چگونه احمدی نژاد شد؟

2) احمدی نژاد به واقع در چه فرایندی و چگونه توانست سری در بین سرها پیدا کند؟

بسیاری از اهل سیاست تلاش کرده‌اند تا پاسخی جهت رفتارها و خواسته‌های احمدی‌نژاد و احمدی‌نژادی‌ها بیابند و به نوعی او را تحلیل کنند ولی از شواهد و قرائن پیداست که

3) احمدی نژاد با حمایت و پشتیبانی چه کسانی، چه ماموریت هایی را به آخر رساند؟

4) چه اتفاقی در شرف تکوین است که او احساس خطر کرده و بی محابا منصوب رهبری نظام را علی رغم اینکه ممکن است انتقاداتی جدی به او وارد باشد ترساندن می کند؟

5) احمدی نژاد به دنبال چه نقش و جایگاهی در آینده سیاسی کشور عزیزمان ایران است؟ و…

پاسخ به این پرسش ها شاید جالب باشد و از بعضی معماهای سیاسی رمزگشایی کند ولی مهم تر از پاسخ به این پرسش ها، طرح این سئوال است که «احمدی نژاد رفتارهای سیاسی اش محصول چه فرایند سیاسی است و آیا امکان تولید و تکثیر این محصول سیاسی باز هم در جامعه سیاسی کشور عزیزمان ایران وجود دارد؟»

احمدی‌نژادی‌ها از نظام چه می‌خواهند؟

برای پاسخ به این پرسش باید به 39 سال پیش بازگشت. به روزهایی که انقلاب کشور عزیزمان ایران روح یک دنیا بی روح شد و ملت و مبارزین انقلابی در زمانه بی اعتباری همه ایسم ها با دست خالی به رهبری امام خمینی توانستند استبدادی دیرپا را از پای درآورند.

به واقع آن روزها ملت کشور عزیزمان ایران و انقلابیون چه رویایی در سر داشتند؟ در آن وقت در کار خلق چه نوع سیاستی بودند؟ اینک با گذشت سه دهه جهت تحلیل موقعیت امروز چاره ای نیست که به این سوالات فکر کنیم و سیاستمدارانی را که گمان ارزش این بود که تاریخ با آنها شروع شده است را در برابر این پرسش ها قرار دهیم.

بسیاری از اهل سیاست تلاش کرده‌اند تا پاسخی جهت رفتارها و خواسته‌های احمدی‌نژاد و احمدی‌نژادی‌ها بیابند و به نوعی او را تحلیل کنند ولی از شواهد و قرائن پیداست که

راستش پیروزی انقلاب و فرود آمدن انقلابیون بر زمین سخت واقعیت و مواجهه آنها با صورت عریان قدرت دلمشغولی های تازه ای را جهت مدیران انقلابی آفرید. یاران انقلابی دیروز از فردای روز پیروزی، رقبای سیاسی یکدیگر شدند و در مسابقه سیاسی، آن آرزوی بزرگ های نخستین کمرنگ شده است و کم کم تبدیل به خاطره ای نوستالژیک شد.

چنین بود که سپهر ارزش های اخلاقی نیز مصون از این ماجرا نبود. سه دهه وقت کمی است ولی جهت استحاله ارزش های انقلابی کافی بود. در این وقت کوتاه، همین ارزش ها به ضد ارزش تبدیل شد و آن حماسه جمعی ایرانیان هم به وسیله یک گروه مصادره شد و تمام افتخارش به نام یک جناح سند زده شد.

احمدی‌نژادی‌ها از نظام چه می‌خواهند؟

برادر شدن سیاستمداران خیلی سریع جای خودش را به برادرکشی داد و از بین بردن و طرد رقیب آنقدر راحت جایگزین همزیستی نیروهای انقلابی شد که هیچ کس غیرطبیعی بودن آن را متوجه نشد. روایتی که اکثر بازیگران سیاسی جامعه کشور عزیزمان ایران را خواسته و ناخواسته، به سمت و سوی استفاده ابزاری از ارزش ها روانه ساخت و نظام هنجاری را به مثابه یک نوع فناوری قدرت به استخدام اهداف و امیال خود درآورد. «آینده سازی» با از بین بردن رفقا شروع شد. ولی درست زمانی که قاعده ای جهت بازی سیاسی در حال استقرار بود، و زمانی که دو گروه توانستند همدیگر را به رسمیت بشناسند، عناصری خلق الساعه توانستند با اعتمادسازی، کارها انقلابیون اولیه را جهت نشستن قدرت در متن، زیر پرسش ببرند.

همان هایی که کارکردشان، نرمال ستیزی سیاسی- اقتصادی بود و رفتارشان؛ پوپولیستی. هر چند در این آشفته بازار ماکیاولیستی، انقلابیون اصیل و امام دیده ها، که بیش از همه با جنس آن آشنا بودند، با تکیه بر سابقه و به اعتبار کارنامه خود هشدارهای خود را علنی کردند ولی صدای آنها در میان هیاهوی نوکیسه های تازه وارد گم شد، تازه واردانی که در قامت رویش های تازه انقلاب خود را جا زده بودند، صدای اینان را خورد تا ریزش ها بیش از رویش ها نماد و نمود بیابد.

رویش های تازه در داخل آبستن نشده بود و شاید همین وحشت از آخر نافرجام انقلابی و انقلابیون اولیه بود که باعث شده است تا «امام دیده ها» که در سرنوشت نبود این خلق الساعه ها، رفاقت را مسابقه کرده بودند به خود آیند و احساس خطر کنند. اینان آمدند و یکدیگر را دلسوزان انقلابی خواندند، از یکدیگر درخواست کردند تا اختلاف سلیقه ها را همچون حاشیه ها کناری بگذارند و ریشه ها را دریابند. در مواجهه با این نیروهای تازه صف بندی های 30 ساله کمرنگ شد: چیزی در حال از دست رفتن بود که چپ و راست را به خود آورد و محور گسل های سیاسی عوض شدند آیا که همه در برابر یک خطر جدی قرار گرفتند؛ خطر از دست رفتن قواعد بازی.

اما گویا کار از کار گذشته بود. آنچه به گوش نرسید هشدار بود. همین بود که کار به دست کسانی افتاد که جز قدرت، اصل دیگری را نمی شناختند و نمی شناسند. کسانی که نشان دادند حاضرند در طرفه العینی جهت حفظ جایگاه ارزش تمام ارزش های 30 ساله را چوب حراج بزنند و در برابر دیدگان همه مردم تمام گذشته را سیاه و پلشت تصویر کنند. اینان آمدند و خراب کردند و هنوز هم تشنه قدرت اند. شاید حرف حقی بزنند، انتقادشان واقعی باشد ولی بی شک مراد آنها باطل هست. خود را خادم و نوکر مردم اعلام می کنند ولی تردیدی نیست که محصول رفتارشان چیزی نیست جز آسیب زدن به اعتماد و اعتقاد ملت.

بر همین اساس احمدی نژاد و احمدی نژادی ها تنها خودشان نیستند. آنها محصول غلط های و نواقصی در فضای سیاسی کشور هستند که هنوز وجود دارند. شاید راه حلی جهت عبور از بحران سازی های این جریان و شمارش معکوس های مرموزشان پیدا شود، ولی توصیه مهم این است که با توجه به بداخلاقی های سیاسی، سوء ظن ها، منفعت طلبی ها و دیگر آسیب های سیاسیِ جا خوش کرده در بین سیاستمداران و مسئولین کشور چه ضمانتی وجود دارد که احمدی نژاد و احمدی نژادی های دیگر متولد نشوند و با سرمایه انقلاب و ملت مانور سیاسی نروند؟

بر این اساس مهم تر از شمارش معکوس ترساندن کننده احمدی نژاد، شمارش معکوس جهت جلوگیری از تولید و تکثیر احمدی نژادهای دیگر در فضای سیاسی کشور هست. هر چه باشد دیگر جهت همه مشخص است که کارکرد آنها بر هم زدن نظم موجود و کم کردن اعتماد ملت به مسئولان و مدیران کشور هست. چیزی که بی تردید بیش از همه رسانه های معاند و رهبران جبهه رقیب جمهوری اسلامی را در نظام بین الملل خشنود می سازد.

شاید هنوز کار از کار نگذشته باشد. گفتنش کمی سخت هست، در حال حاضر به نظر می رسد نسلی که می توانست نگذارد تا قطار انقلاب از ریلش خارج شود، نه تنها دانه به دانه از لکوموتیو مدیریتی نظام به بیرون رانده شده است اند که دیگر حتی در واگن های مسافران نیز جایی ندارند. ولی فردای ما در گرو کاری است که آنها امروز می کنند. شهامت تصحیح گذشته و بازتعریف صف آرایی سیاسی بااهمیت ترین کاری است که باید انجام داد: کار دشواری است ولی از انقلاب کردن و هشت سال جنگیدن با دشمنی متجاوز ساده تر است.

اعتمادآنلاین

واژه های کلیدی: ایران | سیاسی | انقلاب | ایرانی | انقلابی | ایرانیان | احمدی نژاد | احمدی نژاد | احمدی نژادها

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs